كازرونيه-3

کتابخانه کازرون

معرفی دو پایان نامه در باره گسل کازرون:

 

تحليل شکستگي گسل قطر _ کازرون و تاثير آن در گسترش منابع آب کارستي,

مهران عزيززاده؛  به راهنمايي: محسن پورکرماني

پايان نامه (کارشناسي ارشد) دانشگاه شهيد بهشتي، تهران،1375, 281 صفحه، تصوير، جدول، کتابنامه

کمترين چينه خورده -تراستي زاگرس در جنوب‌غرب ايران، از پشته‌هاي تاقديسي با روندNW_SE تا E_W تشکيل شده، که اغلب طولي کمتر از 100KM دارند. در برخي نواحي نيز روند اين چينها توسط مناطق گسلي راست گرد، دگرشکل و يا گسيخته شده‌اند. معروفترين اين مناطق، خطواره شمالي-جنوبي قطر-کازرون در زاگرس مرکزي است محور تاقديسها در مجاورت اين خطواره يا مستهلک شده و يا در جهتي که تداعي‌گر يک جابجايي راست‌گرد است ، چرخيده‌اند; ولي هرگز آن را قطع نکرده‌اند. آثار اين خطواره در جابجايي چپ‌گرد محور ژرفاسنجي خليج‌فارس نيز قابل تعقيب است. بررسيهاي چينه‌شناسي و مورفوتکتونيکي نشانگر آن است که در سرتاسر زمان زمين‌شناسي تجديد حرکت در طول اين گسل، در رسوبگذاري تاثير گذاشت ، و دگرشکلي ساختاري را تعديل و يا کنترل کرده است. شواهد لرزه‌خيزي معاصر نيز دلالت بر آن دارد که اين خطواره تجلي سطحي يک گسل امتداد لغز راست‌گرد مدفون است. بنابراين به نظر مي‌رسد که بخش اعظم حرکات گذشته اين گسل متفاوت از فعاليت معاصرش -که به صورت يک گسل امتداد لغز راست‌گرد است -بوده باشد. گسل قطر-کازرون در طول مسيرش تاثير زيادي بر روي گسترش سيماهاي کارستي و يا منابع آب زيرزميني گذاشته است. به منظور بررسي تاثير گسل قطر-کازرون در گسترش پديده‌ها و منابع آب کارستي، حوضه آبگير کازرون در بخش شمالي اين گسل - در موقعيت 51 درجه و 17 دقيقه تا 51 درجه و 51 دقيقه طول شرقي، و 29 درجه و 26 دقيقه تا 29 درجه و 51 دقيقه عرض شمالي-انتخاب گرديد. منطقه کازرون با وجود سيماهاي کارستي بي‌نظيري از قبيل غار شاپور و تنگ چوگان، جز مهمترين نواحي کارستي ايران محسوب مي‌شود. اين منطقه تمام مراحل چرخه ژئومورفيک کارست را دربردارد، و پديده‌هاي کارستي در گوشه و کنار آن، در ابعاد و اشکال متنوع گسترش يافته‌اند. وجود چشمه‌هاي دائمي بزرگ ، و گسترش قابل توجه منابع آب زيرزميني در اين منطقه - که از نظر اقليمي جز مناطق نيمه خشک محسوب مي‌شود-از جمله پديده‌هاي است که تاثير گسل قطر-کازرون را در اتصال کارستي نشان مي‌دهد. بررسيهاي فتوژئولوژيکي و مطالعات صحرايي شبکه گسترده‌اي از انواع شکستگيها را در حوضه آبگير کازرون مشخص نمود; که پراکندگي، جهت‌گيري، و تراکم آنها تحت تاثير مستقيم يا غير مستقيم ويژگيهاي سنگ‌شناسي، چينه‌شناسي، و ساختاري محلي و يا منطقه‌اي قرار دارد. مطالعه نقشه‌هاي نمودار قطبي که براي منطقه تهيه شده، نشانگر آن است که انحراف تمرکز شکستگيهاي برشي از يک توزيع يکنواخت منجر به توسعه چهار دسته اصلي در جهات 140-160,110-130,70-90,0-30 درجه شده است ; که به ترتيب قابل قياس با مولفه‌هاي P,X,R,R منطقه برش گسل قطر- کازرون هستند. شکستگيهاي کششي (T) منطقه، اغلب در راستايي به موازات محور واتنش اصلي حداقل (X3) جهت‌گيري شده‌اند. بررسيهاي انجام شده نشانگر آن است که بيشتر از 80 درصد دره‌هاي کارستي منطقه در امتداد اين شکستگيها گسترش يافته‌اند. علاوه بر اين، گسترش افقي و عمودي گالري غارها نيز ارتباط با جهت‌گيري اين شکستگيها است. در يک نگاه منطقه‌اي به نظر مي‌رسد که آبراهه‌هاي دروني در منطقه برش ناشي از حرکات گسل قطر کازرون گسترش يافته‌اند; نقش تغذيه آبخوانهاي گسترده موجود در خليج‌فارس و نواحي شمال شرق هموکلين خشک عربي را-از طريق نواحي مرتفع زاگرس -بر عهدده داشته باشند.

 

 

گسل‌هاي بزرگ و بنيادي کمربند زاگرس چين خورده (گسل‌هاي کازرون و سروستان) رابطه آنها با هندسه ساختاري و تکوين دگر ريختي کوهزا در زاگرس,

/ کورش بذرافکن؛ به راهنمايي: محمدرضا صمديان. پايان نامه(کارشناسي ارشد) دانشگاه تربيت مدرس,1376، 182 صفحه، تصوير، جدول، نمودار، نقشه، کتابنامه

 

گسلهاي سروستان و کازرون دو گسل راستالغز راست بر اصلي و بنيادين در کمر بند زاگرس چين خورده ايران هستند. گسل سروستان در 70 کيلومتري خاور شيراز قرار دارد. اين گسل را ميتوان به وسيله نمودهاي سطحي مانند : ظهور چشمه‌هاي آب شور، همراهي گنبدهاي نمکي، اختلاف روند چين‌خوردگي و اختلاف ارتفاع و دورافتادگي واحدهاي چينه‌نگاري همسان در دو سوي گسل، خمشهاي ساختاري، و همچنين نمودهاي ژرفي شامل : لرزه‌خيزي و راهيابي گنبدهاي نمکي مشخص نمود. گسل سروستان با توجه به اينکه لايه‌هاي آبرفتي کنگلومراي سروستان را با دوره رسوبي 6-30 هزار سال پيش جابجا و کج نموده است و نيز با توجه به داده‌هاي لرزه خيزي دستگاهي و تاريخي و شواهد ديگر و شواهد ديگر ميتوان گسلي فعال قلمداد نمود. بر پايه داده‌ها و دلايل بدست آمده گسل سروستان خاستگاه پي سنگي داشته و پيدايش آن به پرکامبرين باز ميگردد. افزون بر اين گسل سروستان را ميتوان به دو بخش جنوبي با راستاي شمال باختري-جنوب خاوري با حرکت نرمال و بخش شمالي با راستاي شمالي-جنوبي با حرکت واژگون تکه‌بندي نمود. گسل کازرون در 143 کيلومتري باختر شيراز قرار دارد. و از گسل دنا در شمال شروع و تا سواحل خليج فارس و از آنجا به قطر در جنوب به طول کلي 500 کيلومتر و با خميدگيهاي چندي ادامه دارد. گسل کازرون نيز به وسيله نمودهاي سطحي همچون ظهور چشمه‌هاي آبگرم گوگرددار، قرارگيري خطي گنبدهاي نمکي، اختلاف روند چين خوردگي در دو سوي گسل و همچنين اختلاف ارتفاع و دور افتادگي واحدهاي چينه‌نگاري هم ارز در دو سوي آن، خمشهاي ساختاري در چينها و انحراف مسير رودخانه دائمي نزديک گسل و نيز نمودهاي ژرفي شامل : لرزه خيزي، راهيابي گنبدهاي نمکي دشتي، کمارج، درنگ نمک ، خور موج، چاه پير و ونده در راستاي آن و همچنين ارتباط کجشدگي سازند بختياري در پيرامون گنبد کمارج و دگر شيبي بين سازندي در ستون چينه‌نگاري سازند آغاجاري و سرانجام وجود گسلهاي رانده ثانوي در سازند بختياري واقع در نزديکي گسل کازرون ممکن است ، گسلي پر تکاپو برشمرد. هر چند، پيدايش آن به پرکامبرين باز ميگردد و از آن پس در برهه‌هاي گوناگون بطور پياپي و احتمالا با مکانيسمهاي گوناگون باز جنبشي يافته است. شواهد و داده‌هاي کنوني، جنبش اصلي و پاياني گسل کازرون را راستالغز راست بر همراه با جنبش فرعي شيب لغز نمايان مي‌سازد. آخرين جنبشهاي اصلي گسلهاي سروستان و کازرون از کارسازي کوهزايي آلپ پسين در طي ميوسن، پليوسن بر پوسته زاگرس (پي سنگ و پوشش رسوبي) برخاسته و با دگر ريختي اصلي پوشش رسوبي زاگرس به صورت چين‌خوردگي همزمان بوده‌اند. جنبشهاي متفاوت در راستاي گسلهاي ياد شده که به دگر ريختي شکننده پي سنگ زاگرس وابسته بوده‌اند موجب دورافتادگي، خمش و ناهمترازي ساختاري موضعي در ستون قائم چين خوردگي ميوسن-پليوسن پوشش رسوبي زاگرس گرديده‌اند. از اينرو گسلهاي سروستان و کازرون را بايستي گسلهاي مستقل از چين‌خوردگي ولي همزمان با چين‌خوردگي و از نوع پاره ساز (عرضي-برشي) با سر منشاء پي سنگ قلمداد نمود. روند، مکانيسم، سبک و همزماني دگر ريختي‌هاي ياد شده (گسلش و چين‌خوردگي) و نيز همنشيني و رابطه هندسي آنها با يکديگر، کارسازي نيروهاي فشارشي شمال خاوري و در طي يک فاز اصلي کوهزايي (آلپ پسين) از ديدگان ساختاري، تکتونيکي و جنبشي کاملا سازگاري دارند. کافتگي درياي سرخ و کوچ چرخشي (ولواندک) ورقه عربستان به سوي شمال-شمال خاور (ورقه اوراسيا) زادگاه نيروهاي فشارشي تکتونيکي بوده و دگر ريختي‌هاي مورد بحث را در کمربند زاگرس فراهم نموده‌اند. روند، سبک و ميزان کوتاه شدگي اين کمربند با چگونگي، سمت و اندازه کافتگي در درياي سرخ سازگاري دارد.

برگرفته از : www.irandoc.ac.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1385ساعت 8:38  توسط کازرونیه  |